كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
223
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
أَلْقاها برسانيد آن كلمه را خدا إِلى مَرْيَمَ بسوى مريم يعنى بشارت داد او را وَ رُوحٌ مِنْهُ و ديگر عيسى خداوند روحست صادر شده از حق سبحانه بىتوسط اسباب فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ پس ايمان آريد به خدا و فرستادگان او خطاب با ترسايان است خاصة وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ و مگوئيد كه خدايان ما سهاند اعتقاد بعضى از نصارى آن بود كه آلهه سهاند اللّه و عيسى ع و مريم ع و برخى بران بودند كه اللّه عبارت از سه چيز است اقنوم الاب يعنى ذات پدر و اقنوم الابن يعنى علم و اقنوم الحياة يعنى روح القدس و اين را اقانيم ثلثه مىگفتند حق سبحانه فرمود انْتَهُوا بازايستيد از تثليث خَيْراً لَكُمْ بازايستادنى كه آن خير باشد شما را إِنَّمَا اللَّهُ جز اين نيست كه خدا إِلهٌ واحِدٌ خداوندى است يگانه بذات خود كه تعداد را بههيچوجه از وجوه درو راه نيست سُبْحانَهُ به پاكى ياد مىكنم او را به پاكى يادكردنى أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ از آنكه او را فرزند باشد لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مر او راست آنچه در آسمانها و زمينهاست و همه مخلوق اويند و مخلوق مانند خالق نباشد و فرزند مماثل پدر بايد پس از اهل آسمان و زمين او را فرزند نبود وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا و بسنده است خدا كافى مهمات بندگان يعنى نگاهدار بندگان و سازنده كار ايشان تنبيهست بر استغناى حق سبحانه از اتخاذ ولد چه ولد براى كفايت مهمات والد بايد و خداى تعالى خود قائمست بحفظ اشيا و كافى امور و مستغنى از يار و مددگار و در خبرست كه نصارى نجران گفتند اى محمد ص چرا عيسى ع را عيب مىكنى حضرت ص فرمود كه چه چيز مىگويم در شان او كه شما آن را بعيب مىداريد گفتند كه تو مىگوئى كه او بنده خداست و بندگى عيب باشد حضرت فرمود كه بندگى خدا عار نباشد و هيچكس آن را عيب نمىشمرد و موافق قول آن حضرت ص آيت آمد كه لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ ننگ ندارد عيسى ع و تعظم نورزد أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ از آنكه بنده باشد مر خداى را و چون عبدهء ملائكه كه نيز ايشان را فرزندان خدا مىدانستند اثبات بندگى ايشان نيز مىكنند وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ و نه از بندگى او عار دارند فرشتگان كه مقربان بارگاه ربوبيتاند و در معالم آورده كه اينها حمله عرشاند كه ايشان را فرزندان خدا مىدانستند و در انوار گفته كه اينها كروبياناند در حوالى عرش وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ و هر كه ننگ دارد عَنْ عِبادَتِهِ از پرستش خدا وَ يَسْتَكْبِرْ و سركشى كند از ان فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ پس زود باشد كه حشر كند ايشان را يعنى مستنكفان را بسوى خود جَمِيعاً همه ايشان را تا جزا و مكافات بديشان برساند فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فاما آنها كه ايمان آوردهاند و عمل صالح كردند فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ پس تمام بدهد خدا مژدههاى موعود ايشان را وَ يَزِيدُهُمْ و بيفزايد نيز بر جزاى ايشان مِنْ فَضْلِهِ از افزونى كرم خود وَ أَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَ اسْتَكْبَرُوا و اما كسانى كه از پرستش حق استنكاف و استكبار كردهاند فَيُعَذِّبُهُمْ پس عذاب كند ايشان را وقف لازم عَذاباً أَلِيماً عذابى دردناك .